مرگ عشق
|
باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند ابر،حریری است که برگاهواره ی من کشیده اند ماست در دست خویش دارد باتو،دریا با من مهربا نی می کند میکشم،درحلقوم مرغان عاشق می خوانم در غلغل چشمه ها می خندم،درنای جویباران زمزمه می کنم... پاک خداوندی را می نوشم آسمان،درتنهایی این بی کسی، خواهران من اند وگلها کودکان من اند و اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من اند وبوی باران،بوی پونه،بوی خاک،شاخه ها ی شسته، باران خورده،پاک،همه خوش ترین یادهای من،شیرین ترین یادگارهای من اند. کینه می فشرد بی تو،دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می کنم. تنها می خشکم پاک خداوندی رااز یاد می برم آسمان،درتنهایی این بی کسی،نگهبان سکوتم،حاجب درگه نومیدی،راهب معبد خاموشی،سالک راه فراموشی ها،باغ پژمرده ی پامال زمستانم. صخره،ابلیسی،دیوی،غولی،گنگ وپرکینه فروخفته،کمین کرده مرا بر سر راه،باران زمزمه ی گریه در دل من، برای خفتن من، یادهای من،تلخ ترین یادگارهای من اند. « دکتر علی شریعتی »
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
|
|